سيف بن محمد سيفى هروى

62

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

مقام كرد . روز پنجم عنان بر سمت زمين داور « 1 » و آن حدود تافت . 42 . قتل ميرانشاه و سالار كرد چون شهور سنه ثمان و خمسين و ستماية درآمد ، از تواريخ اين سال حكايت به قتل رسيدن ميرانشاه و پسر اوست . ميرانشاه و سالار داماد و نبيرهء ملك شاهنشاه كرد بودند . در آن سال كه ملك شمس الدين كرت ، شاهنشاه و بهرامشاه را بكشت ، ميرانشاه و سالار به جانب سيستان رفته بودند و پناه به كشتمور - كه حاكم آنجا بود - برده . [ 258 ] در اين سال از حدود سيستان بيرون آمد و عزيمت آن كرد كه به دريا بار رود و از آنجا به مصر درآيد . چون به مستنگ رسيد ، پهلوان محمد نهى را خبر كردند كه ميرانشاه و سالار به مستنگ آمده‌اند و عازم سفر درياباراند . از معتبران سپاه ده تن را با دو سر اسب تازىنژاد پيش ميرانشاه فرستاد و گفت كه مىبايد از اين ولايت نرود و انديشهء بد به خود راه ندهد و بدين جانب حركت فرمايد ؛ چه ملك اسلام بارها فرموده كه اگر پيش آيد و سر به صلح درآورد ولايت مستنگ را با تمامت نواحى كه در متصرف « 2 » ملك شاهنشاه و بهرام شاه بوده مفوض گردانم . القصه [ 260 ] ميرانشاه روى به راه آورد . پهلوان محمد نهى با تمامت سپاه به استقبال ميرانشاه سوار گشت و [ او ] را به لشكرگاه خود درآورد و فى الحال مكتوب نوشت به خدمت ملك اسلام . ملك شمس الدين جواب نوشت كه پهلوان محمد نهى بايد كه [ بر ] قول ميرانشاه و سالار اعتماد نكند [ 261 ] و به هرنوع كه تواند و دست دهد ، ايشان را به قتل رساند ، و يا بند كرده پيش ما فرستد . ميرانشاه و تمامت خويشاوندان او در باغى مجمعى ساخته بودند و جشنى بر آراسته [ 262 ] كه ناگاه پهلوان محمد نهى با پانصد مرد آهن‌پوش از در و ديوار باغ درآمد . [ 263 ] سالار را دست‌گير كرد و ميران شاه در حرب به قتل رسيد . روز ديگر سالار را بكشتند - با ده تن از خواص ميران شاه - و باقى مردم ايشان [ را ] با زن و بچه به ولايت غور فرستاد . پهلوان محمدنهى را به واسطهء قتل ميران شاه نام و آوازهء عظيم حاصل شد ، چه هژده سال ميرانشاه در افغانستان و حدود هندوستان لشكركشى كرده بود و چند قلاع و حصون را به دست آورده . [ 264 ]

--> ( 1 ) - مصحح صورت صحيح را كه در اصل بوده در هامش آورده و متن چاپى را به اين صورت درآورده است : « عنان عزيمت بر سمت زمين داد و از آن حدود تافت » . ( 2 ) - ظاهرا تصرف صحيح است .